خلاصه حالات پنجمين معصوم ، سوّمين اختر امامت
آن حضرت روز پنج شنبه يا سه شنبه ؛ و بنابر مشهور سوّم شعبان ، سال چهارم هجرى - سالى كه در آن جنگ خندق واقع شد - در شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود.
ولادت آن حضرت دَه ماه و بيست روز بعد از برادرش - امام حسن مجتبى عليه السّلام - رخ داد؛ و شش ماهه به دنيا آمد.
نام : حسين ((صلوات اللّه و سلامه عليه )).
كنيه : ابوعبداللّه ، ابوعلىّ، ابوالشّهداء، ابوالا حرار، ابوالضّيم و... .
أ لقاب : سيّد، مظلوم ، رشيد، عطشان ، طيّب ، وفيّ، زكيّ، مبارك ، قتيل ، شهيد، سبط، سعيد و... .
پدر : امام علىّ بن ابى طالب ، اميرالمؤ منين صلوات اللّه عليه .
مادر : حضرت فاطمه زهراء عليها السّلام .
نقش انگشتر : يكى ((اِنَّ اللّه بالغ امره )) ، و ديگرى ((لا اله الاّ اللّه عدّة للقاءاللّه )) بوده است .
مدّت عمر : آن حضرت حدود شش سال در حيات جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، حدود هفت سال و اندى در حيات مادرش فاطمه زهراء عليها السّلام ، 37 سال در حيات پدرش اميرالمؤ منين علىّ عليه السّلام ؛ و چهل و هفت سال نيز هم زمان با برادرش امام حسن مجتبى عليه السّلام زندگى و عمر خود را سپرى نمود، كه جمعا عمر با بركت آن حضرت را بين 57 تا 58 سال گفته اند.
فرزندان : در تعداد فرزندان ؛ و نيز اسامى دختران و پسران امام حسين عليه السّلام اختلاف است ، ولى مشهور شش نفر گفته اند.
امامت : حضرت در سنّ 47 سالگى ، پس از شهادت برادرش امام حسن مجتبى عليه السّلام ، روز جمعه ، 28 ماه صفر، سال پنجاهم هجرى قمرى به منصب امامت نائل آمد.
و حدود يازده سال - در زمان حكومت معاويه و فرزندش يزيد - امامت و رهبرى جامعه اسلامى را به عهده داشت .
خروج از مدينه : حضرت شبِ يك شنبه ، 28 رجب ، سال 60 هجرى از شهر مدينه طيّبه به سمت مكّه معظّمه خارج شد؛ و روز جمعه سوّم شعبان همان سال وارد شهر مكّه گرديد.
و چون عدّه اى به سركردگى عمرو بن سعيد از طرف يزيد، به قصد آشوب و كشتار و پايمال نمودن خون حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام وارد شهر مكّه شده بودند، به ناچار حضرت روز هشتم ذى الحجّة - روز تَرْويه - پس از انجام سعى بين صفا و مروه ، كه روز سه شنبه باشد به سوى عراق حركت نمود.
و روز چهارشنبه يا پنج شنبه دوّم محرّم الحرام ، سال 61 هجرى وارد سرزمين كربلاى پربلا گرديد.
كيفيّت شهادت : آن امام مظلوم عليه السّلام ، به دستور يزيد بن معاويه ؛ و با لشكركشى عبيداللّه بن زياد؛ و فرماندهى عمر بن سعد، توسطّ شمر بن ذى الجوشن و خولى بن يزيد و سنان بن انس لعنة اللّه عليهم اجمعين ، با وضعيّتى فجيع و دلخراش در حال تشنگى و غربت به قتل و شهادت رسيد.
زمان شهادت : روز عاشوراى محرّم الحرام ، سال 61 قمرى ، بعد از نماز عصر؛ اين حادثه دلخراش واقع گرديد.
محلّ و چگونگى دفن : در كربلا - در ضلع غربى فرات - در همان قتلگاه خويش ، توسطّ امام سجّاد عليه السّلام ؛ و يارى بنى اسد بدون غسل و كفن ، دفن گرديد.
ثواب زيارت : از حضرت صادق آل محمّد، جعفر بن محمد عليهماالسّلام وارد شده است : هركس كه قبر شريف امام حسين عليه السّلام را با معرفت زيارت كند، خداوند ثواب هزار حجّ مقبول و نيز هزار عمره مقبوله در نامه اعمالش ثبت مى نمايد و تمام گناهانش - غير از حقّالنّاس و... - بخشوده مى گردد.
نماز آن حضرت : دو ركعت است ، در هر ركعت پس از خواندن سوره حمد، بيست و پنج مرتبه سوره توحيد خوانده مى شود، بعد از سلام نماز، تسبيحات حضرت زهراء عليها السّلام گفته مى شود؛ و پس از آن تقاضا و درخواست حوايج مشروعه از درگاه خداوند متعال ، كه ان شاءاللّه تعالى برآورده خواهد شد.
قالَ الاْ مامُ اءبُوعَبْدِاللّهِ الْحُسَيْن ، صَلَواتُاللّهِ وَسَلامُهُ عَلَيْهِ:
1 - إ نَّ قَوْما عَبَدُواللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالتُّجارِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالْعَبْيدِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ شُكْرا فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْاءحْرارِ، وَهِيَ اءفْضَلُ الْعِبادَةِ.
ترجمه :
فرمود: همانا، عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود.
و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد.
و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت ، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند؛ و اين نوع ، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
2 - قالَ عليه السّلام : إِنَّ اءجْوَدَالنّاسِ مَنْ اءعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إ نَّ اءعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَةٍ، وَ إ نَّ اءَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.
ترجمه :
فرمود: همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است .
و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه - نسبت به ظلم ديگرى با آن كه توان انتقام دارد - گذشت نمايد.
صله رحم كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان ، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است .
3 - قيلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ عَلَيْهِ السَّلامَ: مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْ حْسانِ، قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ.
ترجمه :
از حضرت سؤ ال شد كرامت و فضيلت در چيست ؟ در پاسخ فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن ، سؤ ال شد نقص انسان در چيست ؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.
4 - قالَ عليه السّلام : النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَالدّينُ لَعِبٌ عَلى اءلْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإ ذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.
ترجمه :
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب ، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إ مرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند - و سنگ اسلام را به سينه مى زنند - .
پس اگر بلائى همانند خطر - مقام و رياست ، جان ، مال ، فرزند و موقعيّت ، ... - انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.
5 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ الْمُؤْمِنَ لايُسى ءُ وَلايَعْتَذِرُ، وَالْمُنافِقُ كُلَّ يَوْمٍ يُسى ءُ وَيَعْتَذِرُ.
ترجمه :
ضمن فرمايشى فرمود: همانا شخص مؤ من خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
6 - قالَ عليه السّلام : إ عْمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ يَعْلَمُ اءنّه ماءخُوذٌ بِالْاءجْرامِ، مُجْزىٍ بِالْإ حْسانِ.
ترجمه :
فرمود: كارها و اءمور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت .
7 - قالَ عليه السّلام : عِباداللّهِ لاتَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإ نَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَلاتَغْعُلُوا.
ترجمه :
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا - و تجمّلات آن - قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل - صالح - در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
8 - قالَ عليه السّلام : لاتَقُولَنَّ فى اءخيكَ الْمُؤ مِنِ إ ذا تَوارى عَنْكَ إ لاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ اءنْ يَقُولَ فيكَ إ ذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.
ترجمه :
فرمود: سخنى - كه ناراحت كننده باشد - پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
9 - قالَ عليه السّلام :يا بُنَىَّ إ يّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِرا إ لاّ اللّهَ.
ترجمه :
فرمود: بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.
10 - قالَ عليه السّلام : إ نّى لااءرى الْمَوْتَ إ لاّ سَعادَة ، وَلاَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إ لاّ بَرَما.
ترجمه :
فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم .
و همچنين زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم .
11 - قالَ عليه السّلام : مَنْ لَبِسَ ثَوْبا يُشْهِرُهُ كَساهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْبا مِنَ النّارِ.
ترجمه :
در احاديث امام حسن عليه السّلام هم آمده است .
فرمود: هركس لباس شهرت و انگشت نما بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش خواهد پوشانيد.
12 - قالَ عليه السّلام : اءنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ ، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إ لاّ اِسْتَعْبَرَ.
ترجمه :
فرمود: من كشته گريه ها و اشك ها هستم ، هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايش جارى خواهد شد.
13 - قالَ عليه السّلام : لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ اءَوْمى إ لى الْيُمْنى ، وَاعْتَذَرَ لى فى الْاءُخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ اءَنَّ اءَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِالسّلام حَدَّثَنى اءَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللّهِ صلّى اللّه عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: لايَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ اءَوْ مُبْطِلٍ.
ترجمه :
فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم ، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم ، چون كه پدرم اميرالمؤ منين علىّ عليه السّلام از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت نمود:
كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
14 - قيلَ لِلْحُسَيْنِ بن علىّ عليه السّلام : مَنْ اءعْظَمُ النّاسِ قَدْرا؟
قالَ: مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ.
ترجمه :
از حضرت سؤ ال شد: با شخصيّت ترين افراد چه كسى است ؟
در جواب فرمود: آن كسى است كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسى مى باشد.
15 - قالَ عليه السّلام : مَنْ عَبَدَاللّهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللّهُ فَوْقَ اءمانيهِ وَكِفايَتِهِ.
ترجمه :
فرمود: هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص ، عبادت و پرستش نمايد؛ خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تاءمين مى نمايد.
۱۶ -َعليه السّلام : احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإ نَّهُ يَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَلٍ اءرَبَعَ: إ مّا لِمَهانَةٍ يَجِدُها فى نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إ لى تَصْديقِ النّاسِ إ يّاهُ. وَ إ مّا لِعَىٍّ فى الْمَنْطِقِ، فَيَتَّخِذُ الاْ يْمانَ حَشْوا وَصِلَةً لِكَلامِهِ. وَ إ مّا لِتُهْمَةٍ عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَيَرى اءَنَّهُمْ لايَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إ لاّ بِالْيَمينِ. وَ إ مّا لاِ رْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَيْرِ تَثْبيتٍ.
ترجمه :
فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانيد كه همانا انسان به جهت يكى از چهار علّت سوگند ياد مى كند:
در خود احساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصديق و تاءييد كنند، سوگند مى خورد.
و يا آن كه گفتارش معيوب و به دور از حقيقت است ، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران كند.
و يا در بين مردم متّهم است - به دروغ و بى اعتمادى - پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نمايد.
و يا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است - هر زمان به نوعى سخن مى گويد - و زبانش به سوگند عادت كرده است .
17 - قالَ عليه السّلام : اءيُّما إ ثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ اءَحَدُهُما رِضَى الاَّْخَرِ،كانَ سابِقَهُ إ لىَ الْجَنّةِ.
ترجمه :
فرمود: چنانچه دو نفر با يكديگر نزاع و اختلاف نمايند و يكى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پيشقدم شود، همان شخص سبقت گيرنده ، جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى شود.
18 - قالَ عليه السّلام : وَاعْلَمُوا إ نَّ حَوائِجَ النّاسِ إ لَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللّه عَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِما. ترجمه :
فرمود: توجّه داشته باشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است ، پس نسبت به نعمت ها روى ، بر نگردانيد؛ وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.
19 - قالَ عليه السّلام : يَابْنَ آدَم ، اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَى اللّهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْاءقْدام .
ترجمه :
فرمود: اى فرزند آدم ، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه درپيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
20 - قالَ عليه السّلام : مُجالَسَةُ اءهْلِ الدِّناءَةِ شَرُّ، وَ مُجالَسَةُ اءهْلِ الْفِسْقِ ريبَةٌ.
ترجمه :
فرمود: همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ خواهد گشت ، و همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد.
21 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ اءهْلَها لِلْفَناءِ.
ترجمه :
فرمود: به درستى كه خداوند متعال دنيا - و اموال آن - را براى آزمايش افراد آفريده است .
و همچنين موجودات دنيا را جهت فناء - و انتقال از اين دنيا به جهانى ديگر - آفريده است .
22 - قالَ عليه السّلام : لايَاءمَنُ يوم الْقِيامَةِ إ لاّ مَنْ قَدْ خافَ اللّهَ فى الدُّنْيا.
ترجمه :
فرمود: كسى در روز قيامت از شدائد و اءحوال آن در اءمان نمى باشد، مگر آن كه در دنيا از خداوند متعال ترس داشته باشد - و اهل گناه و معصيت نگردد - .
23 - قالَ عليه السّلام : لِكُلِّ داءٍ دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الا سْتِغْفارِ.
ترجمه :
فرمود: براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه ، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.
24 - قالَ عليه السّلام : مَنْ قَرَءَ آيَةً مِنْ كِتابِ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِما، يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِاءةُ حَسَنَة .
ترجمه :
فرمود: هركس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.
25 - قالَ عليه السّلام : سَبْعَةُ اءشْياءٍ لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِمٍ:
فَاءوّلُها آدَمُ( عليه السّلام )، ثُمَّ حَوّاء، وَالْغُرابُ، وَ كَبْشُ إ بْراهيم ( عليه السّلام )، وَناقَةُاللّهِ، وَعَصا مُوسى ( عليه السّلام )، وَالطَّيْرُالَّذى خَلَقَهُ عيسىَ بْنُ مَرْيَم (عليهماالسّلام ).
ترجمه :
ضمن جواب سؤ ال هاى پادشاه روم ، فرمود: آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند، عبارتند از:
حضرت آدم عليه السّلام و همسرش حوّاء.
و كلاغى كه براى راهنمائى دفن هابيل آمد.
و گوسفندى كه براى قربانى ، به جاى حضرت اسماعيل عليه السّلام آمد.
و شترى كه خداوند براى پيامبرش ، حضرت صالح فرستاد.
و عصاى حضرت موسى عليه السّلام .
و هفتمين موجود آن پرنده اى بود كه توسّط حضرت عيسى عليه السّلام آفريده شد.
26 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباحٍ إ لاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللّهِ تَعالى .
ترجمه :
فرمود: همانا - نامه كردار و - اءعمال اين امّت ، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.
27 - قالَ عليه السّلام : إ جْتَنِبُواالْغِشْيانَ فى اللَّيْلَةِالَّتى تُريدُون فيها السَّفَرَ، فإ نَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَةً.
ترجمه :
فرمود: در آن شبى كه قصد مسافرت داريد، با همسر خود زناشوئى نكنيد، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسيار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.
28 - قالَ عليه السّلام : الرّكْنُ الْيَمانى بابٌ مِنْ اءبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ يَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَإ نَّ ما بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ - الا سْوَد وَالْيَمانى - مَلَكٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى دُع اءِالْمُؤْمِنينَ.
ترجمه :
فرمود: رُكن يَمانىِ كعبه الهى ، دربى از درب هاى بهشت است و مابين ركن يمانى و حجرالا سود ملك و فرشته اى است كه براى استجابت دعاى مؤ منين آمّين مى گويد.
29 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ الْغِنى وَاْلِعزَّ خَرَجا يَجُولانِ، فَلَقيا التَّوَكُلَّ فَاسْتَوْطَنا.
ترجمه :
فرمود: عزّت و بى نيازى - هر دو - شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توكّل برخورد كردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.
30 - قالَ عليه السّلام : مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِنٍ، فَرَّجَ اللّهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا والْآخِرَةِ.
ترجمه :
فرمود: هركس گره اى از مشكلات مؤ منى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.
31 - قالَ عليه السّلام : مَنْ والانا فَلِجَدّى صلّى اللّه عليه و آله والى ، وَمَنْ عادانا فَلِجَدّى صلّى اللّه عليه و آله عادى .
ترجمه :
فرمود: هر كه ما را دوست بدارد و پيرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مى باشد.
و هركس با ما دشمن و كينه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا خواهد بود.
32 - قالَ عليه السّلام : يَابْنَ آدَمَ، اءُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ اءبْنائِكَ، كَيْفَ كانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا، وَ كَاءَنَّكَ عَنْ قَليلٍ قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.
ترجمه :
فرمود: اى فرزند آدم ، بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان - و دوستان - تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند.
و بينديش كه تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست - پس مواظب اعمال و رفتار خود باش - .
33 - قالَ عليه السّلام : يَاابْنَ آدَمَ، إ نَّما اءنْتَ اءيّامٌ، كُلَّما مَضى يَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ.
ترجمه :
فرمود: اى فرزند آدم ، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى ، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است - بنابراين لحظات عمرت را غنيمت شمار كه جبران ناپذير است - .
34 - قالَ عليه السّلام : مَنْ حاوَلَ أ مْراً بِمَعْصِيَةِ اللّهِ كانَ أ فْوَتُ لِما يَرْجُو وَ أ سْرَعُ لِمَجيى ءِ ما يَحْذَرُ.
ترجمه :
فرمود: هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بيمناك مى باشد مبتلا مى گردد.
35 - قالَ عليه السّلام : الْبُكاءُ مِنْ خَشْيَةِاللّه نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُكاءُالْعُيُونِ، وَ خَشْيَةُالْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِاللّهِ.
ترجمه :
فرمود: گريان بودن به جهت ترس از - عذاب - خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود؛ و فرمود: گريان بودن چشم و خشيت داشتن دل ها يكى از نشانه هاى رحمت الهى - براى بنده - است .
36 - قالَ عليه السّلام : لايَكْمِلُ الْعَقْلُ إ لاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.
ترجمه :
فرمود: بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه - اءهل حقّ و صداقت باشد و - از حقايق ، تبعيّت و پيروى كند.
37 - قالَ عليه السّلام : اءَهْلَكَ النّاسَ إ ثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.
ترجمه :
فرمود: دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است :
يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.
و ديگرى فخر كردن - در مسائل مختلف - و مباهات بر ديگران است .
38 - قالَ عليه السّلام : مَنْ عَرَفَ حَقَّ اءَبَوَيْهِ الاْ فْضَلَيْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلىٍّ، وَ اءطاعَهُما، قيلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى اءيِّ الْجِنانِ شِئْتَ.
ترجمه :
فرمود: هر شخصى كه حقّ والدينش محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، و علىّ عليه السّلام را كه با شرافت و با فضيلت ترين انسان ها هستند، بشناسد و - در تمام امور زندگى - از ايشان تبعيّت و اطاعت كند؛ در قيامت به او خطاب مى شود:
هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى ، مى توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى .
39 - قالَ عليه السّلام : مَنْ طَلَبَ رِضَى اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّه اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِاللّهِ وَ كَّلَهُ اللّهُ إ لَى النّاسِ.
ترجمه :
فرمود: هركس رضايت و خوشنودى خداوند را - در اءمور زندگى - طلب نمايد گرچه همه افراد از او رنجيده شوند، خداوند مهمّات و مشكلات او را كفايت خواهد نمود.
و كسى كه رضايت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند اءمور اين شخص را به مردم واگذار مى كند.
40 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَل .
ترجمه :
فرمود: شيعيان و پيروان ما - اهل بيت رسالت - آن كسانى هستند كه اءفكار و درون آن ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد.
اس ام اس مخصوص محرم . . .
در خيالم کربلا زائر شدم
در حريم پاک تو طائر شدم
يا اباالفضل اي تمام هستي ام
من فقط به عشق تو شاعر شدم
تاسوعا و روز جمعه، عباس و مهدي-ع، و اين دو پيامک
دامن علقمه و باغ گل ياس يکي است
قمر هاشميان بين همه ناس يکي است
سير کردم عدد ابجد و ديدم به حساب
نام زيباي اباصالح و عباس يکي است
عباس يعني ذکر طوفاني مهدي
عباس آواي غزل خواني مهدي
درک محرم کرده اي داني چه گويم
عباس يعني اوج مهماني مهدي
"يا کاشف الکرب الحسين" بهبه چه ذکري
آرامش وقت پريشاني مهدي ...
بقية الله ... آجرَکَ الله
قيامت بي حسين غوغا ندارد
شفاعت بي حسين معنا ندارد
حسيني باش که در محشر نگويند
چرا پرونده ات امضا ندارد
اگر پرونده ات امضا ندارد
رضايت نامه از زهرا ندارد
عاشورا هر روز در کربلاي دلمان اتفاق مي افتد.
کوشش کنيم حسين دل، به دست يزيد نفس، تشنه لب شهيد نشود . . .
صفا و مروه ديده ام، گرد حرم دويده ام / هيچ کجا براي من، کرب و بلا نمي شود
کسي که گشت گِرد تو ، گرد گنه نمي رود / پيرو خط کربلا، اهل خطا نمي شود
اي بدن تو غرق خون، وي سر و روت لاله گون/باچه خضاب کرده اي، خون که حنا نمي شود
واسه دو سه ساعت قبل از اذان غمبار روز عاشورا
نماز ظهر عاشورا چه زيباست
بميرم من، ولي مولا چه تنهاست
بيا اي دل که ما هم سجده آريم
به مولاي غريب ياري رسانيم
بيا تا با نماز اول وقت
بپيونديم به صفهاي جماعت...
هر دم به گوشم ميرسد آواي زنگ قافله
اين قافله تا کربلا ديگر ندارد فاصله
يک زن ميان محملي اندر غم و تاب و تب است
اين زن صدايش آشناست اي واي من اين زينب است
فرمانده عشاق دل آگاه حسين است
بيراهه مروساده ترين راه حسين است
ازمردم گمراه جهان راه مجوييد
نزديک ترين راه به الله حسين است
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين
نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
عالم همه محو گل رخسار حسين است
ذرات جهان درعجب از کار حسين است
داني که چرا خانه ي حق گشته سيه پوش
يعني که خداي تو عزادار حسين است
باز محرم رسيد، ماه عزاي حسين
سينه ي ما مي شود، کرب و بلاي حسين
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگيرم صفا، من ز صفاي حسين
ديباچه ي عشق و عاشقي باز شود
دل ها همه آماده ي پرواز شود
با بوي محرم الحرام تو حسين
ايام عزا و غصه آغاز شود
السلام عليک يا اباعبدالله
دل را اگر از حسين بگيرم چه کنم
بي عشق حسين اگر بميرم چه کنم
فردا که کسي را به کسي کاري نيست
دامان حسين اگر نگيرم چه کنم
عالم همه قطره اند و درياست حسين
خوبان همه بنده اند و مولاست حسين
-ايام عزا تسليت
عزاداريتان مقبول