انسانهاي بزرگ 2 دل دارند :
دلي كه درد مي كشد و پنهان است
دلي كه مي خندد و آشكار است
اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم هايت را بشويم . اگر ساز بودم زيبا ترين ملوديها را برايت مي نواختم . اگر پروانه بودم به گردت مي چرخيدم . اما افسوس كه نه بارانم نه ساز و نه پروانه ولي به اندازه دنيا دوستت دارم
شيشه عطر بهار ، لب ديوتر شكست و هوا پر شد از بوي خدا . همه جا آيت اوست . ديدنش آسان است . سخت است نيابي او را
چرا تو اي شكسته دل خدا خدا نمي كني ، خداي بي نياز را چرا صدا نمي كني ، به هر شب دعاي تو فرشته بوشه مي زند ، براي درد بي دوا چرا دعا نمي كني
اگر امشب سر سجاده سبزت ، دل مهربانت لرزيد و قطره اشكي گرم گوشه چشمهاي پاكت را غمناك كرد ، به ياد ما هم دستي به آسمون بلند كن ، شايد خدا به حرمت نفسهاي آسمونيه فرشته هاي زمينش گوشه چشمي به ما كند
زيباست كه با خداي خود چت كنيم ، در سايت نماز شب عبادت كنيم ، اي كاش كه ما فلاپي دلها را با عشق محمد و خاندانش فرمت بكنيم
جيگرم با جيگرت 2 تا ميشه ، جيگرتو موش نخوره كه جيگرم تنها ميشه.
سحرگاهان كه شبنم آيتي از پاك بودن را به گلها هديه مي بخشد و گلها بستر آيات مي گردند ، به آن محراب پاكش آرزو كردم برايت : خوي ديدن ، خوب بودن و خوب ماندن را
من هنوز در حسرت دوستت دارم وا مانده ام
همه گفتند ، همه رفتند
اما من با يه دنيا آرزو جا مانده ام
يه شب خوب تو آسمون،يه ستاره چشمك زنون،خنديد و گفت كنارتم،تا آخرش تا پاي جون،ستاره قشنگي بود،آروم و ناز و مهربون،ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون،اما زياد طول نكشيد عشق منو ستاره جون،ماه اومد و ستاره رو دزدي و برد نا مهربون،ستاره رفت با رفتنش منم شدم بي همزبون،شبا به ياد اون چشم ميدوزم به آسمون
خداوند عشق است ، عشقي كه بعد از نفوذ به درون ما روح را ناب ميكند،تازه مي كند،باز سازي مي كند.و درون آدمي را دگرگون مي كند . عشق دگرگون مي كند ، زيرا عشق خداوند است و خداوند عشق
قلبت را خالي نگه دار ، اگر هم روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعس كن كه فقط يك نفر ياشه ، به او بگو كه تورا بيشتر از خودم و كمتر از خدا دوست دارم، چرا كه به خدا اعتقاد و به تو نياز دارم